خرید بک لینک
دل نوشته ای تقدیم به مادری قد خمیده شهادت مادرم افسانه نیست.دل نوشته ای تقدیم به مادری قد خمیده در سکوت شبانگاه که دلم می گیرد به یاد تو می افتم بانو حلقه های اشک بر دیدگانم می لغزد و یاد این روز های غربتت جانم رامی ستاند ای جان پیامبر مگر نه اینکه تو در دانه رسول بودی و رضایتت رضایت خدا با ظلمی که در حق تو انجام دادند خشم خدا را برای خود طلبیدند ای مدافع ولایت مولا ای اشک هایت ضامن بقای امامت من از کوچه های مدینه ترسی عظیم به دل دارم بانو مبادا قدم به کوچه بگذری علی از ظلمی سنگین که مقام و

برچسب: نویسنده: آروین امینی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:36

من ، معلم هستم من ، معـــــــــلم هستمزندگی پشت نگاهم جاريستسرزمين كلماتتحت فرمان منستقصر پنهان منستقاصدك های لبانم هرروزسبزه ی نام خدا را به جهان می بخشدمن معلم هستمآخرين دغدغه هايم اينست :نكند حرف مرا هيچ كس امروز نفهميد اصلانکند حرفی ماند ؟نكند مجهولیروی رخساره ی تن سو خته ی تخته سياه جا مانده ست ؟من معلم هستمهر شب از آينه ها می پرسم :به كدامين شيوه ؟وسعت ياد خدا را بكشانم به كلاس ؟بچه ها را ببرم تا لب درياچه ی عشق ؟غرق دريای تفكر بكنم ؟با تبسم يا اخم ؟با یکی بود و نبود ؟زیر یک طاق کبود ؟يا

برچسب: نویسنده: آروین امینی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:36

صفحه بندی